آیا خود کنترلی  اراده قوی است یا استراتژی برای انتخاب بهتر؟

خود کنترلی اغلب با قدرت اراده برابر انگاشته می شود، اما این یک تصویر روانشناختی کامل نیست .

بطور کلی شما ممکن است از موقعیت‌های وسوسه‌کننده اجتناب کنید، توجه خود را به شیوه‌های استراتژیک متمرکز کنید یا اهدافی را در ذهن خود داشته باشید .

بنابر چهار مطالعه، شرکت‌کنندگان افرادی را که از استراتژی استفاده می‌کردند به عنوان افرادی با خودکنترلی پایین‌تر رتبه‌بندی کردند.

یک دوست خوب شکایت می‌کرد که پسرش خیلی راحت و بدون نگرانی پول خرج می‌کند و خود را با چندین کارت اعتباری بدهکار می‌کند. به او پیشنهادی داده شد که استفاده از اعتبار را دشوارتر کند ( با کنسل کردن تعدادی از کارت‌ها یا قفل کردن آنها)  این مسئله شاید به او کمک کند.

او با اوقات تلخی گفت اما پسرش باید بتواند بدون این ترفندها خود را کنترل کند. او باید اراده داشته باشد تا پول خرج نکند .

این نگرش نشان‌دهنده اعتقادی است که خود کنترلی را معادل اراده قوی می‌داند به آن معنا که فرو نشاندن محرک‌های وسوسه‌انگیز با نیروی خالص اراده، بهترین روش برای کنترل محرک‌های زیان‌بار است.

در مقابل، تفکر روان‌شناختی کنونی نشان می‌دهد که اعمال و افکار بسیاری وجود دارد که می‌تواند انتخاب‌های فرد را بدون توسل به نیروی اراده هدفمند سازد .

این استراتژی‌های خود کنترلی می‌تواند احتمال انتخاب‌های هدفدار را آسان‌تر و انتخاب‌های وسوسه‌انگیز را کمتر کند. به عنوان مثال فرد ممکن است بطور کلی از موقعیت‌های وسوسه‌کننده اجتناب کند، برخی از انتخاب‌ها را در دسترس‌تر کند ( مثلاً کارت اعتباری را در خانه بگذارد و مقدار محدودی پول نقد همراه داشته باشد) به صورت استرانژیک توجه خود را متمرکز کند ( برای مثال به جای نگاه کردن به مشخصات یک کالا به برچسب قیمت نگاه کنید) یا هنگام مواجهه با موقعیت وسوسه‌کننده هدفش را به  خود یادآوری کند ( به طور مثال، آنها را در تکه‌ای از کاغذ نوشته و همراه خود بیاورد ) راهبردهای خودکنترلی موثر هستند و به افراد کمک می‌‌کنند تا در راستای اهداف خود عمل کنند .

با این حال، هرچند که تعریف رسمی “کتاب درسی” از خودکنترلی شامل استفاده از استراتژی خودکنترلی است، تعریف محاوره‌ای از خودکنترلی ممکن است متفاوت باشد.

آیا افراد ( همانند دوست من ) احساس می‌کنند استفاده از استراتژی‌ها یک ترفند است در حالی که “اصل کاری” استفاده از اراده است ؟

مردم درباره کسی که از استراتژی‌های خودکنترلی استفاده می‌کنند چه نظری دارند؟

یکی از راه‌های بررسی نحوه درک افراد از استراتژی‌های خودکنترلی این است که از آنها درباره برداشت‌شان از افرادی که با استراتژی‌های وسوسه‌کننده مقابله می‌کنند بپرسیم و پاسخ‌هایشان را با برداشت‌های افرادی که با قدرت اراده با وسوسه‌ها مقابله می‌کنند با هم مقایسه کنیم.

این موضوع تحقیقی بود که ما در اوایل سال جاری به همراه همکارانم انجام دادیم، بر اساس چهار مطالعه‌ای که در آن شخصیت‌های فرضی برای شرکت‌کنندگان توصیف کردیم. آنها به طور مداوم شخصیت‌هایی را که از استراتژی استفاده می‌کردند در قیاس با شخصیت‌هایی که از قدرت اراده استفاده می‌کردند، دارای سطح پایین‌تری از خودکنترلی ارزیابی نمودند.

آیا افکار در مورد تعریف خود کنترلی مهم است؟

در مطالعات ما تقلیل استراتژی‌ها به “ترفند” با تمایل کمتر از استراتژی‌های خودکنترلی مرتبط بود.

بنابراین، افرادی که ارزش استراتژی‌های خودکنترلی را درک نمی‌کنند ممکن است برخی از راه‌های کم هزینه برای ماندن در مسیر اهداف خود و مقاومت در برابر وسوسه‌ها را ازدست بدهند.

آیا همه در مورد خودکنترلی یکسان فکر می‌کنند؟

طبعاً برخی از افراد ارزش استراتژی‌ها را بیش از دیگران درک می‌کنند و کسانی را که از استراتژی برای تقابل با وسوسه‌ها استفاده می‌کنند دارای سطح برابری از خودکنترلی ارزیابی می‌کنند.

همچنین در مطالعات، ما تلاش کردیم تا تعریف شخصی افراد را خودکنترلی تغییر دهیم. بعد از خواندن یک مقاله درباره اهمیت استراتژی‌های خودکنترلی ( که بی‌شباهت با مقاله‌ای که شما در حال خواندن آن هستید) شرکت‌کنندگان، خودکنترلی افرادی را که از استراتژی استفاده کرده بودند مانند قبل کم اهمیت قلمداد نمی‌کردند.

بنابراین ارزش استراتژی‌های خودکنترلی را می‌توان آموزش داد امکان تغییر معنای عامیانه‌ی اصلاح خودکنترلی در طول زمان وجود دارد.

ممکن است دوست من با تغییر ادارکش از معنای خود کنترلی، نسبت به ترفندهایی که به پسرش در محدود کردن مخارج کمک می کند، پذیراتر برخورد کند. استراتژی‌های خود‌کنترلی بخش مهمی از ادارک اهداف و مقاومت در مقابل وسوسه‌هاست.

خودکنترلی نباید سخت باشد همچنین می‌تواند به معنای نظم بخشیدن به ذهن و دنیای فرد باشد تا به احتمال بالاتری به انتخاب گزینه‌های خوب دست یابد.

منابع

Gennara, A., Peetz, J., & Milyavskaya, M. (2023). When more is less: Self-control strategies are seen as less indicative of self-control than just willpower. Journal of Experimental Social Psychology, 106, 104457.

اشتراک گذاری:
نمایش دیدگاه ها (0)

دیدگاهتان را بنویسید